دوشنبه بود که به بندرعباس رفتم برای انجام برخی کارها در دادسرا و شورای

حل اختلاف که خوشبختانه به خوبی انجام شد ...

صبح سه شنبه با اینکه دیر شده بود ولی برای مراحل اداری انجام اقساطی کردن مهریه 

به دادسرا رفتم و بعد چندین بار رفتن به طبقه چهار و آمدن به همکف کارها انجام شد 

و کپی های لازم را هم گرفتن تا عصر مجبور بودم تو شهر گرم و یکجورایی خسته کننده 

بندرعباس چرخی بزنم تا ساعت پنج که شورای حل اختلاف باز کند و من کارهای 

مربوط به نفقه را انجام بدم که خوشبختانه آن هم به خوبی انجام شد و این دو سه

 روز مهمان یکی دو نفر از دوستانی بودم که واقعا مهمان نوازی کردند مثل همیشه ...

البته نکته جالب زمانی بود که تلفنی با یکی از کارشناسان نفقه صحبت میکردم و متوجه 

شدم که ایشون به خانم بنده صحبت کرده و طرف ما گفته بودند که از روز اول 

عقد بهم نفقه نمیداده !!! نه از نظر پوشاکی ، نه خوراکی ، نه درمانی و نه تفریحی !!!

گفتم اگر باز با ایشون صحبت کردید از قول من بگید مرسی که

انقدر فراموش کار هستی و بسیار بسیار بی معرفت و .... .

به هر حال بعد از دو رفت و آمد اتوبوسی که هر کدام بیش از 15 ساعت طول 

کشیده بالاخره امروز صبح ساعت حدود 5 به خانه برگشتم ... خدا را شکر ... همین .

( ساده دل )