یا حسین ...
باز به نام خدا ، خون خدا شد روا
کوچه پر از های و هوست ، شهر پر از ماجرا
سکه به نامت زدند ، سنگ تمامت زدند
نام تو را میبرند بر سر بازارها
باز به فتوای تیغ ، خون کسی شد دریغ
فتنه بسی پیش روست ، کشته بسی در قفا
قحط وفا ، قحط جود ، خشکی آواز رود
گریهی یاس کبود ، مرگ سپیدارها
آنچه فراوانی است ، وحشتِ ویرانی است
این چه مسلمانی است ؟ وای به دیندارها !
« شب با گلوی خونین خواندهاست دیرگاه
دریا نشسته سرد
یک شاخه در سیاهی جنگل به سوی نور ، فریاد می کشد »
جنگ چرا ؟ بس کنید ! چند خدا ؟ بس کنید !
چند دروغ و دریغ ؟ گوش به فتوای تیغ ؟
مظلمهی خون کیست این همه کشتارها ؟
این چه مسلمانی است ؟ وای به دیندارها
چیستی ای ملک ری ؟ فتنهگری تا به کی ؟
این همه مفتی و شیخ ، این همه قاضی شریح
چند برادر کشی ؟ لذت کافرکشی ؟
بغض قلم را شکست، آتش باور کشی
کیست که عبرت برد زین همه تکرارها ؟
این چه مسلمانی است ؟ وای به دیندارها !
عاشورا و تاسوعای حسینی تسلیت دوستان نازنینم ...
( ساده دل )
ساده دل