بمان و بخوان ...
بمان و بخوان دوباره ... :'(
برات دعا میکنم و میکنیم که بمانی و با جادوی صدایت باز هم مهمانمان کنی ...
چطور دلت امد بری بعد هزارتا خاطره
تاوان چی رو من میدم اینجا كنار پنجره
چطور دلت اومد بری چطور تونستی بد بشی
تو اوج بی كسیم چطور تونستی ساده رد بشی
چطور دلت میاد با من اینجوری بی مهری كنی
شاید همین الان تو هم داری به من فكر می كنی
چطور دلت اومد كه من اینجوری تنها بمونم
رفتی سراغ زندگیت نگفتی شاید نتونم
دلم سبك نشود ازت دلم هنوز می خواد بیایی
حتی با اینكه می دونم شاید دیگه منو نخوایی
بزار كه راحتت كنم از توی رویات نمی رم
می خوام كنار پنجره به یادت آروم بمیرم ...

( ساده دل )
+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم آبان ۱۳۹۳ ساعت توسط ساده دل
|
ساده دل