خیلی خستم ، ناراحتم از روزگار از بی معرفتی هاش

هیچ وقت آرزوی مرگ کسی را نکردم و نمیکنم ، با تمام وجود هم

ناراحت باشم ارزوی رفتن کسی و ندارم ، حتی به کلام هم نمیارم

چند روزیست خبر فوت یک نفر را دادن که دلگیرم کرد ، ناراحت

شدم از بی معرفتی روزگار از آدما ، خیلی بد کردن در این دوسال

بهم ، بی نهایت تهمت زدن ، توهین کردن ، ازار و اذیت ولی اصلا

راضی به مرگ نبودم ، مردی که چند روزیست رفته پدر همان خانمیست

که بیش از بیست ماه من را ازار داد ، بی معرفتی کرد که تا دنیا دنیاست

فراموش نمی کنم ولی این مرد حلال کردم و امیدوارم او هم من و حلال

کنه ، متوجه شدم که دنیا اصلا ارزش نداره که ذره ای ناراحت باشم

از اتفاقات و بی معرفتی های ادماش ، خدایش رحمت کند ... همین .

( ساده دل )