رودبار و منجیل بامداد 31 خرداد 1369
بامداد روز ۳۱ خردادماه ۱۳۶۹ اتفاقی هولناک در شمال
ایران روی داد که پیامد آن هزاران کشته بود. زلزله رودبار
و منجیل پس از ۱۸ سال همچنان یاد و خاطرش اشک در
چشم هر ایرانی می آورد.![]()
بامداد روز ۳۱ خردادماه ۱۳۶۹ اتفاقی هولناک در شمال
ایران روی داد که پیامد آن هزاران کشته بود. زلزله رودبار
و منجیل پس از ۱۸ سال همچنان یاد و خاطرش اشک در
چشم هر ایرانی می آورد.![]()
سلام
۳۰خرداد تولدم
فرا رسید شدم ۱۸ساله
عکس تولدم مبارک نداشتم
این و گذاشتم![]()
نمی دانم پس از مرگم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت
ولی انقدر مشتاقم که از خاک گلویم سوتکی سازد
به دست طفلکی گستاخ وبازی گوش
که او یکریزوپی درپی دم گرم خودش را سخت درگلویم بفشارد
وخواب خفتگان خفته را اشفته تر سازد بدین سان بشکند سکوت مرگبارم را
دکتر علی شریعتی
( ساده دل )
در روزهای آینده کلیپ هم از دکتر شریعتی می گذارم
بازبرایت عاشقانه می سرایم
واژه هایی از جنس عشق وپاکی
حرف های نا گفته ام را می گویم با صدای
مبهم در سکوت وانتظار
در این قفس ازادی بی تو عاشق تر شدم
ای فلک صدایت می کنم
تا به کی باید تنها باشم
ای خدا
اینده من در جواب توست
من وعشق در نزدیکی هم اما فرسنگ ها دوریم
شاید فردا یا هیچ وقت من واوبه اینده رسیم
چشمی که از عشق می درخشد
هرروز به من مینگرد
چه کنم که شاید روزی عشق من از سرش پرواز کند
به که گویم که عمر من
همه در نگاه بی همتای توست
تا روزی که دنیا دنیاست
عشق من فقط برای چشمان توست

نمی دانم چرا عاشق شدم
شاید او خواست که من عاشق شوم
تا بدانم زندگی زیباست در پرتو عشق
عشق زیباست در حس کلام
و کلامی که به دل می نشیند
از شکوه پر هیاهوی نگاه عشق زیباست
اگر حتی او نخواهد دل دیوانه من را
من از او فقط می خواهم
حس زیبای یک لبخند را
مگر از او چه می خواهم من
که می رنجاندم سپس می گوید دوستت دارم
و من می گویم
که دروغ است تمام حرفت
باز اه.. می کشد ومی گوید
عشق با رنجهایش زیباست
عشق با
دلتنگی پا برجاست

نمی دانم برای جواب سلام دلم
به چه اشتیاقی لبهایت را می گشایی
اما من این جا با بلندترین احساسم سلام می کنم
خوبی نازنینم
یک عالمه حرف دارم
حرفهایی که از دوریت انباشته شدند از کجا شروع کنم
نمی دانم
چه از اخر چه از اول شروع کنم
تمامش به تو ختم می شود
نوشتن این که پرنده های خیالم چقدر هوای
اسمان ابی ات را کرده اند
با این که دلم بی تاب سبزی چشم هایت شده
فقط می شود سیاه کردن این کاغذ
می شود پر کردن وقت تو
تویی که حتی زحمت خواندن نوشته هایم
را به خود نمی دهی
ناراحت نشو اخر دلتنگت که می شوم
فقط نوشتن این نامه ها ان هم به امید خواندنشان ارامم می کند
قول می دهم که هر وقت دلم هوایت را کرد
مدام برایت ننویسم
اما اگر دلم بهانه گرفت دیگر نمی توانم
تو به مهربانی وجودت ببخش
خوب من
اگر روزی احساست به یاد این دل خسته هم افتاد
ازنگاه گرمت بی نصیب نگذارش
می سپارمت به همان خدای اسمان ابی دلت
دوستت دارم
به هر بهانه ای که بگویی
شب بخیر
ندانستم که تو از تبار ما نیستی
هم کیش وهم دیار ما نیستی
ندانستم که من از اهل زمین
تو از اسمان
با من غریبه ای بیش نیستی
من کویر، تو باران
من وتوهم انتظار، اه ببخشید یادم نبود
تو که امام زمان نیستی
در این شبهای سکوتم
بجز یک واژه بیش نیستی
ندانستم که من سنگ ، تو شکستنی تر از
اینه خلوت چشمهایم که نیستی
ندانستم من کابوس شب
و توجز یک رویا بیش نیستی
چه بگویم
ندانستم که تو در باورم نیستی

به هوای دیدن بارون بیا قدم بزن
سرنوشت خورشید وخودت بیا رقم بزن
خوشه ستاره ها پایین میان از اسمون
خواب تشنه سکوت این شب و بهم بزن
اگه باز دلت گرفته از زمین و از اسمون
حرفای دلتنگیتو بازم بیا به من بزن
از دل گلدون خالی میزنه سر یه جوونه
شاید این فقط یه موجه که توش عکس خودمونه
اشک اسمون چکیده روی سکوت اواز
تا تو گوش بدی صدامو می خونم از اغاز
به هوای دیدن بارون بیا قدم بزن
سرنوشت خورشید و خودت بیا رقم بزن
چقدردلم برایت تنگ شده
انقدر که فقط نام زیبای تودران جای می گیرد
عزیز من ، قلب من
ای کاش می شد اشکهای طوفانی ام
را قطره قطره جمع کرد
تا تو در دریای غم الود ان غروب چشمانم را
نظاره کنی
ای کاش می شد فقط یکبار فریاد بزنم
دوستت دارم
و تو صدایم را می شنیدی
نمی دانم چطور،کجا وچگونه باید به تو برسم
ای کاش بجای عکس زیبایت
وجود نازنینت پیش رویم بود
و حرف های نا گفته ام را می شنیدی
به راستی که تو اولین عشق راستینم هستی
شاید در گذشته هرگز
این چنین عاشق نشده بودم
اما حال خوب می دانم که فقط با شنیدن نام زیبایت
چشمانم بی اختیار می بارد
ای امید اخرینم
بدان که هر روز هر ساعت و هر لحظه
به درگاه افریدگار تو دعا می کنم
تا فقط یکباربتوانم
چشمانم را زندانی نگاهت کنم
۱- الان مدتیه گیر کردم. بین این ضرب المثل دارم هنگ می کنم بالاخره جواب ابلهان خاموشی
است یا سکوت علامت رضاست؟؟؟
۲- مردها بر اثر کمبود عاطفه ازدواج می کنند ..... بر اثر کمبود حوصله طلاق می دهند و بر
اثر کمبود حافظه دوباره ازدواج می کنند.
۳- غضنفر افتد توی چاه می گه خوبه چاهش سوراخ نبود!!!!!
۴- ابر بارنده به دریا گفت من نبارم تو کجا دریایی دردلش خنده کنان دریا گفت ابر برنده تو خود
ازمایی..
۵- هیچ وقت شخصیت خودت رو برای کسی تشریح نکن چون کسی که تو رو دوست داشته
باشه بهش نیازی نداره و کسی که ازت بدش بیاد باور نمی کنه.
الله عليه وآله) را به پيشگاه مقدس بقية الله الاعظم (عجل الله تعالى فرجه الشريف)
وامت اسلامى وشيعيان جهان تسليت عرض مى نمايم.

عشق يعني مستي و ديوانگي
عشق يعني با جهان بيگانگي
عشق يعني شب نخفتن تا سحر
عشق يعني سجده با چشمان تر
عشق يعني در جهان رسوا شدن
عشق يعني اشک حسرت ريختن
عشق يعني لحظه هاي التهاب
عشق يعني لحظه هاي ناب ناب
عشق يعني قطره و دريا شدن
عشق يعني ديده بر در دوختن
عشق يعني در فراقش سوختن
زمان به من آموخت : که دست دادن معني رفاقت نيست ،
بوسيدن قول ماندن نيست ،
و عشق ورزيدن ضمانت تنها نشدن نيست
دیروز گذشت
امروز هم در گذر است
فردایی از پس فردای دگر در پیش است
در ایینه اب به خود می نگرم
تنها
غباری از گذشته را می بینم
قطره اشکی دل ایینه را می شکند
ایینه باز دگر باره بقا می گیرد
باز این پرسش بی پاسخ من
در میان
توده بغض گلو می میرد
کو کدامین بندزن
چینی قلب شکسته مرا بندزند
قلبی که هنوز پر تپش است